هیچوَقت نِمیبَخشَمِت

هیچوَقت نِمیبَخشَمِت بِخاطرِ زَمانهایی که بایَد میبوُدی و نَبوُدی بِخاطِرِ روُزهایی

که بی دَلیل آزارَم دادی بِخاطِرِ شَبهایی که بَرات اَشک ریختَم و نَدیدی بِخاطِرِ

حِسّی که به بازیش گِرِفتی بِخاطِرِ تَمومِ بی تَوَجهی هات بِخاطِرِ بُغضهایی که بایَد

دَرکِشون میکَردی و نَکَردی بِخاطِرِ تَمومِ فَریادهایی که نَشنیده گِرِفتی بِخاطِرِ

اِشتباهاتی که اَزشون گِلِه کَردَم و نَفَهمیدی بِخاطِرِ غُروُرِ شِکَسته ـِم نِفرینِت

نِمیکُنَم، چون دوست دارم امّا اَز خُدا میخوام که هیچوَقت کَسی به اَندازه ی مَن

دوستِت نَداشته باشه اَز خُدا میخوام که روزی کَسی تَمومِ کارهایی که با دِلَم کَردی

رو با دِلِت بکنه هَمیـــن....

 

/ 7 نظر / 19 بازدید
سینا

سلام تو از کدام سرزمینی که با دل من این همه آشنایی آخرین جرفهایی که شنیدم دعا نبود کاش نفرین بود بیقراری بدترین بیماری است که یک نسخه بیش ندارد یار یار یار یار یار یار یار و تکرار و تکرار ...

روح القدس

پست ها و متالبتون واقعا زیبا هستند. کاش وقت میکردم همشون رو میخوندم[لبخند]

raha....

نفرین میکردی بهتربود[نیشخند]

سینا

خمار تو ام بیمار توام بیا جانم یا تا به بالینت درآیم لحظه ای آرام و پاورچین که جانم در خطر افتاده است امشب

سینا

خمار تو ام بیمار توام بیا جانم یا تا به بالینت درآیم لحظه ای آرام و پاورچین که جانم در خطر افتاده است امشب

سینا

بیا که از درد عاشقی به بیابان ها روانم کاش می گفتی ؟ بهای چشمانت چند؟ اگر به تماشای زخم های دل و تاولهای به جامانده از راه و سرابم لحظه ای ترحم می کردی ؟ بگو قیمت چشمانت چند؟ من و بیابان و همه دردها صحرایی ترینم