حرف اخرم...

ازکجاشروع کنم؟ 

ازعشقم؟نه 

ازبابام؟اینم نه 

اهااول ازمامانم... 

مامانی؟یادته ازدستم عصبانی میشدی میگفتی ایشالاجوون مرگ شی؟ 

دیدی تو جوونی رفتم؟ 

یادته میگفتی خیرنبینی؟ 

دیدی از زندگیم خیرندیدم؟ 

دیدی دعات گرفت؟ 

پ حالاواسه چی گریه میکنی دادمیزنی میگی توروخداپاشو؟ 

صداتومیشنوم مامان ولی نمیتونم جوابتوبتوبدم... 

بابا؟بابای همیشه عصبانیم؟ 

توروخدادیگه بخاطرمن گریه نکن... 

بخاطرمنی که ارزشی واست نداشتم... 

صدام نزنین که بیدارشم...بخدانمیتونم...واسه همیشه خوابیدم... 

یه چیزی بگم؟ 

به این زودی خاکم نکنید...دوباره غسلم بدیداخه من دلم هنوز خونه... 

عشقم بیشترین حرفوباتودارم... 

ولی حرفای دلموهیچ کس نفهمید 

فقط یه روز مورچه ها میفهمن... 

روزی که زیرخاک گلموبه تاراج میبرن... 

عشقم گریه نکن نبینم اشکاتو... 

من خیلی دوست داشتم ولی باورنکردی 

فقط یه خواهش ازت دارم... 

به مرده شوربگوناخوناشوکوتاه کنه... 

بدنم زخمیه... 

تو که بهم رحم نکردی... 

لااقل اومداراکنه... 

به قول خودت رفتنی باید رفت... 

منم رفتم... 

حرف اخرم... 

غریبه... 

توای که بعد من جامومیگیری... مراقب عشقم باش... 

تنهاش نذار 

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
کوله پشتی

سلام نازگلی.. [قلب] چقدررررررر غمگین نوشتی جیگرم خون شد دختر [دلشکسته][گریه] حالا مثلا فکر کردی این عاشق و معشوقا چقدر دووم دارن؟! خودشو ناراحت نکن [نیشخند]

دخترخاص??

عطر می زنم ، زلف پریشان می کنم ، پیراهن حریر سپیپد می پوشم ، خرامان عبور می کنم از مقابلت ، بلکه دلت برایم برود ؛ نگاهم می کنی ، دلم دینم ، به باد می رود...!